قمار عشق

پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم 

برگی حکم داشتم و دیگر هرچه بود ضعیف بود

پایین بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم

همه ی برگهایم رفتند و سه برگ بیشتر باقی نماند 

برگی از جنس وفا رو کرد من بالا تر آمدم

 بازی در دست من افتاد عشق آمدم

 با حکم عشوه و ناز برید و حکم آمد

 از جنس چشم سیاهش زندگی حکم من بود و

من باختم ..........

/ 3 نظر / 9 بازدید
محمد

آهنگ عالی بود

محسن

[قلب][قلب][قلب][قلب] [ماچ] [قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب] [قلب] [قلب] [قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

مدیر وبلاگ حکایت

سلام خوبی ببخشید که نمی تونم مثل قبل سر بزنم شرمندم همتون رو دوست دارم تا ایرانی سبز